تبليغاتX
گروه ديني و قرآن - فلسفه و منطق اسدآباد - علل افت در درس فلسفه و منطق

گروه ديني و قرآن - فلسفه و منطق اسدآباد

علمي آموزشي خبري

بسم الله الرحمن الرحيم

 موضوع:

دلایل افت تحصیلی در درس فلسفه و منطق

گرد آورنده: فاطمه اسدی

دبیرستان حضرت زینب (س)

                  سال تحصیلی  1386

 مقدمه :

  در آموزش یادگیری به شیوه فرایندی این باور اساسی وجود دارد که فرآیندهای شناختی مانند مشاهده‌ی دقیق جمع آوری و بردازش داده‌ها فرضیه سازی پیش بینی و استنباط و ... اساس یادگیری را تشکیل می‌دهند بر همین اساس در تدریس فلسفه و منطق باید شرایطی فراهم شود تا این مهارت‌ها در یادگیرندگان تقویت شود مکمل این یادگیری شرایط محیطی مناسب ایجاد ویژگی‌های لازم در یادگیرندگان ضرورت‌های موضوع یادگیری هدف‌های آموزشی هدف‌های یادگیرنده و نحوه سازماندهی و ارائه‌ی موضوع و محتوای یادگیری و فعالیت یادگیرنده و مهم‌تر از همه بهره‌گیری از شیوه تعاملی در فرآیند تدریس است .

 

دلایل افت تحصیلی در درس فلسفه:

1.        کسالت و بی‌علاقگی علمی در شماری از دبیران گرامی:

برخی از همکاران گرامی از روی کمی ساعات درسی و با علاقه‌ی سطحی به تدریس این درس مهم می‌پردازند که بسیار نگران کننده است.

2.        بها ندادن مسئولان آموزش و پرورش به محصولات فکری دبیران و دانش‌آموزان:

البته گفتنی است که در چند سال اخیر با ایجاد واحد بژوهش و تحقیقات تا حدودی این کاستی جبران شده است اما هنوز هم جای تأمل و اندیشه دارد.

3.        به کارگیری زبانی فرسوده در ارائه‌ی اندیشه‌های فلسفی:

تا آنجا که خود دبیران محترم نیز حوصله‌ی این الفاظ را ندارند چه رسد به دانش‌آموزان. چنین زبانی لاجرم سدی برای مطالعه‌ی اندیشه‌های فلسفی در برابر دانش‌آموزان ایجاد کرده است. 

4.        عدم استفاده از منابع غنی به ویژه منابع فلسفی گذشتگان:

این اگر چه معلول سطحی نگری ماست ولی خود عامل مهم عقب افتادگی دانش‌آموزان ما در درس فلسفه محسوب می‌شود و این روند وضعیت اسف باری را در آینده به وجود خواهد آورد.

5.        فقدان مجامع حقیقی برای برقراری ارتباط نزدیک بین دانش‌آموزان و دبیران:

اگر چنین مجامعی تشکیل شوند چه بسا ارتباط صمیمی دانش‌آموزان با فلسفه را شاهد باشیم. البته نباید حضور دبیر با تجربه و ورزیده را از نظر دور داشت.

6.        بی‌توجهی معلمان فلسفه به فعالیت‌های گروهی و یادگیری مشارکتی:

یاد گیری مشارکتی می‌تواند یادگیری مطالب مبهم درسی فلسفی را آسان کند. در چنین روشی دانش‌آموزان در بحث فلسفی شرکت می‌کنند و با نظارت دبیر فلسفه در کلاس درس فرصت می‌یابند در تعاملات فلسفی با یکدیگر قرار گیرند به علاوه معلم از این طریق نقاط ضعف کلاس را ارزیابی می‌کند.

7.        عدم استفاده از شیوه مسأله محوری:

در این روش هدف آن است که قبل از هر بحثی ابتدا مسأله به صورت کاملا واضح بیان شود حسن السوال نصف العلم و یا به زبان دیگر: مساله را خوب طرح کن تا دانش‌آموز خود در مقام پاسخ برآید. رعایت این نکته به سازندگی مطالب و فهم دانش‌آموز در درس فلسفه کمک فراوانی می‌کند.

8.        بی‌توجهی بعضی همکاران به انگیزه‌های درونی در درس فلسفه:

توجه انسان معمولاً هنگامی به یک موضوع است كه برایش سوال برانگیز غیر مشخص و ناتمام باشد این مهم در درس فلسفه بیشتر نمود پیدا می‌کند در چنین شرایطی مدرس فلسفه باید در فرد انگیزه‌ای درونی ایجاد کند و کنجکاوی و فعالیت‌های ذهنی را تا آنجا پیش ببرد که موقعیت نامعلوم برای یادگیرنده (دانش آموز) به موقعیت معلوم تبدیل شود این موضوع بسیار مهم در تدریس فلسفه نادیده گرفته می‌شود. 

9.        خود ناباوری:

به این معنا که پذیرفته‌ایم آنچه در حوزه تفکرات دینی (کلامی و فلسفی) وجود دارد مردود شده است و به همین دلیل با سطحی نگری به مبانی فکری خویش می‌پردازیم. متأسفانه این نگاه آفت‌زا را به دانش‌آموزان نیز القا می‌کنیم باید دانست که چنین تفکری از سوی معلمان و دانش‌آموزان ما، آن‌ها را از رسیدن به چهره حقیقی علمی مسلمان باز می‌دارد.

10.    قضاوت سطحی قشری مقطعی و بدون ریشه در باب اندیشه‌های فلسفی مسلمانان:

چنین روشی سبب دلسردی دانش‌آموزان از درس فلسفه می‌شود باید دانست فلسفه‌ای که با این روش ارائه می‌شود بیشتر به تاریخ فلسفه شباهت دارد تا به فلسفه حال آنکه فلسفه به معنای اندیشیدن است برای حقیقت.

+ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 10:44  توسط گروه آموزشي ديني و قرآن - فلسفه و منطق  |