تبليغاتX
گروه ديني و قرآن - فلسفه و منطق اسدآباد

گروه ديني و قرآن - فلسفه و منطق اسدآباد

علمي آموزشي خبري

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع:

محورهای اندیشه در آموزه‌های قرآن

 

یکی از اصولی که دین اسلام به پیروان خویش بسیار تأکید کرده است، اندیشه و تفکر در آفرینش و نیز در زندگی روزمره آنان است.

در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که انسان ها را به اندیشه و تعقل فرا خوانده است. همچنین در احادیث ائمه اطهار(ع) نیز دعوت به تفکر و تعقل فراوان است.

جایگاه و اهمیت تفکر و تعقل

عنصر «فکر و اندیشه» ، از جمله عناصری است که در رأس تعالیم عالیه دین مقدس اسلام قرار دارد و قرآن کریم به عنوان قانون اساسی این آئین ارجمند پر از آیاتی است که عموم انسان ها(ونه تنها مسلمانان) را به «تفکر» و «تعقل» فرا می خواند. و روایات و احادیث اسلامی نیز به عنوان یکی از منابع اربعه فقه اسلامی و یادگارهای گرانسنگ پیشوایان معصوم (علیهم السلام)، بیشترین تأکیدات را درباره این موضوع یعنی«فکر و اندیشه» در خود نهفته دارند. و این امر آنچنان مورد عنایت و توجه بزرگان دین ما واقع گردیده که از آن به عنوان «برترین عبادت» یاد شده است، همچنانکه علی(ع) در کلام والای خود چنین می فرمایند:«بالاترین عبادت به کار انداختن نیروی تفکر و تعقل است.» (الحدیث، روایات تربیتی، ص325) اصولا هر گاه بدانیم که مهمترین وجه تمایز ادمی با سایر موجودات، همانا در دارا بودن گوهری به نام«عقل» و «خرد» می باشد و هویت واقعی و اصیل او در گرو این امانت عظیم الهی و بهره جویی از آن می باشد. به رمز و راز عنایت ویژه آئین آسمانی اسلام به عنصر «فکر و اندیشه» که محصول و میوه شجره طیبه «عقل» می باشد، بهتر پی خواهیم برد.

آری، آدمیت آدمی به دارا بودن و برخورداری از «اندیشه» می باشد و الا جدای از عنصر اندیشه این موجود به جز تعدادی اعضاء و جوارح مادی که وجه اشتراک او با سایر حیوانات است چیز دیگری نخواهد بود. همانگونه که عارف گرانمایه مسلمان، مولوی در این بیت زیبا بدان اشاره نموده است:

ای برادر تو همه اندیشه ای                          ما بقی خود استخوان و ریشه ای

و اما اگر چه تا بدینجا از ارجمندی عقل و اندیشه و بکارگیری نیروی فکر و خرد سخن گفتیم، اما آنچه مسلم است اینکه شایسته نیست آدمی این ودیعه الهی را در هر جهتی بکار گیرد و این نیروی عظیم الهی را صرف اموری نماید که به جز خسران نتیجه ای در برنخواهد داشت. مخصوصا با عنایت به این حقیقت که عمر آدمی و فرصتی که برای تأمین سعادت دنیوی و اخروی خود در اختیار دارد بسی کوتاه و زود گذر می باشد و به همین دلیل باید به نیکوترین وجهی مورد بهره برداری قرار گیرد، فلذا سزاوار ، آن است که نیروی تعقل را در مسیری فعال سازد که به سعادت دوسرا و نیز تقرب به ذات اقدس الهی منتهی گردد. و برای نیل به چنین مقصود والایی باید اموری را محور اندیشه خود قرار دهد که به نتایج مبارک و ارزشمند آن اطمینان داشته باشد و اینگونه امور هم شناخته نمی شوند مگر با کسب یاری و هدایت و رهنمایی از خداوند عزیز که خود آفریننده عقل و توصیه کننده انسان به بهره گیری از آن می باشد، و از همین رو در این نوشتار برآنیم که محورهای اندیشه را از منظر قرآن کریم که کلام خداوند و یکتا کتاب آسمانی غیر محرف می باشد مورد کنکاش و جستجو قرار دهیم و به این سوال اساس پاسخ دهیم که: محورهای اندیشه در قرآن  کریم چه اموری هستند؟

و به عبارت دیگر چه اموری شایستگی آن را دارند که آدمی نیروی عقل و خرد خود را صرف تأمل و تعمق در آنها نماید؟

باید دانست که بعد از مراجعه به آیات قرآن کریم و ملاحظه و تدبر در آیاتی که در آنها به نوعی سخن از اندیشه و تفکر به میان آمده است درمی یابیم که مهمترین اموری که خداوند عزیز در این آیات، آدمی را به تعقل پیرامون آنها دعوت می نماید در محورهای هشت گانه ای خلاصه می شود که ذیلا ضمن اشاره به هر یک از آنها درباره یکایکشان شرح مختصری ارائه می دهیم:

1ـ اندیشه در آثار خلقت به منظور اثبات وجود و یکتائی پروردگار

نخستین اصل از اصول آئین آسمانی اسلام و تمامی ادیان الهی همانا اصل توحید می باشد و توحید یعنی اعتقاد و اعتراف به این حقیقت که جهان را آفریدگاریست خدانام و این آفریدگار یکتاست و مبرا از هر گونه شریک و همتا که وجود او برای واصلان به مرتبه والای یقین و آنان که پرده ها و حجاب های مادی و خودیت را دریده اند، کاملا اشکار و واضح است و از همین رو عاشقانه و عارفانه فریاد برمی آورند که:

یار بی پرده از در و دیوار                 در تجلی ستی یا اولوالابصار

چرا که در نظر ایشان هر ذره ای از ذرات بی کران و بی شمار عالم وجود، نشانه ای است بر حضور و وجود خداوند و نیز یکتایی او:

هر گیاهی که از زمین روید                                            وحده لا شریک له گوید

ولی از آنجا که عده کثری از انسانها محصور در حصار محسوسات می باشند و خدای نادیده برای آنها قابل قبول و باور نمی باشد پروردگار حکیم در کتاب کریم خود این گروه دیرباور را به تفکر و اندیشه در مخلوقات و آفریده های خود و نیز پدیده های عالم آفرینش فرا می خواند، تا از این طریق و به اصطلاح عرفا سیر در آفاق و انفس به وجود و نیز وحدانیت او پی ببرند.

در قرآن کریم آیات فراوانی را می توان مشاهده کرد که عهده دار چنین ماموریتی هستند، یعنی دعوت انسانها به اندیشه در آثار و عجایب خلقت ، که از باب نمونه می توان به آیه 164 از سوره مبارکه بقره اشاره نمود که در آ« خداوند عزیز آدمیان را به اندیشه در خلقت آسمانها و زمین، پیدایش شب و روز، حرکت کشتی در دریاها، نزول باران از آسمان، زنده شدن زمین مرده در بهار، وزش بادها و حرکت ابرها دعوت می نماید:

ان فی الخلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار و فلک التی تجری فی البحر... لآیات لقوم یعقلون

و البته همان گونه که گفته شد آیات بسیاری از قرآن کریم را می توان ذکر نمود که اینچنین ما را به اندیشه در عالم آفرینش و مخلوقات خداوند فرا می خوانند که از آن جمله اند:

آیات 191 سوره آل عمران ،3 و 4 رعد، 11 و 12 نحل ، 13 جاثیه،69 و 80 مومنون ، 21 و 24 و 28 روم، و ... که چون ذکر همه آنها ما را از مقصود اصلی نوشتار که اشاره اجمالی به محورهای اندیشه در قرآن کریم است باز می دارد تنها به ذکر نمونه ای از هر یک از محورهای هشت گانه اکتفا می کنیم.

2- اندیشه در برخی از پدیده های طبیعی به منظور اثبات معاد و رستاخیز

پس از اصل توحید، مهمترین موضوعی که در سرلوحه دعوت تمام انبیا الهی قرارداشته، به طوری که از آدم(ع) تا خاتم (ص) هیچ نبی و رسولی نیامده مگر اینکه انسانها را بدان دعوت نموده، اصل معاد و اعتقاد به جهان پس از مرگ و وقوع قیامت می باشد. ولی مع الاسف همچنان که اکثریت مخاطبان انبیا در برابر دعوت ایشان به توحید و یکتاپرستی، راه استنکاف و سرپیچی را پیمودند، در برابر پذیرش اصل معاد نیز به انکار برخواسته وحتی مقاومت بیشتری به خرج داده اند چرا که برای آنها جای بسی شگفتی بود که آدمی پس از مرگ و نا بودی بدن مادی، دوباره لباس حیات بپوشد و خلقت دوباره پیدا کند.

و در این راستا پیامبر(ص) نیز در امر رسالت خویش با این اظهار استبعاد و شگفتی و عدم پذیرش از جانب قوم خود مواجه بودند و به همین دلیل خداوند متعال در قرآن کریم به منظور  اثبات معاد، انسانها را به اندیشه در برخی از پدیده های طبیعی فرا می خواند که به خوبی اثبات کننده معاد و رستاخیز می باشند که از آن جمله می توان به پدیده زنده شدن زمین در فصل بهار پس از مرگ و ممات  زمستانی اش اشاره کرد که در قرآن کریم بارها مورد تذکر قرار گرفته است.

مثلا در آیه 50 در سوره مبارک روم چنین می خوانیم:

فانظر الی آثار رحمه الله کیف یحی الارض بعد موتها ان ذلک لمحیی الموتی و هو علی کل شی قدیر.

پس بنگر به سوی نشانه های رحمت پرودگار که چگونه زمین را پس از مرگش زنده    می کند همانا او زنده کننده مردگان است و بر هر چیز تواناست.

در این آیه شریفه سخن از نگاه کردن کیفیت زنده شدن زمین مرده در فصل بهار به میان آمده است و از آنجا که نگاه بدون اندیشه و تفکر،عملی پوچ و بیهوده و بی ثمر می باشد و خداوند عزیز هرگز آدمی را به سوی عملی تهی از فایده دعوت نمی نماید، نتیجه گرفته می شود که در این آیه و آیاتی نظیر آن که از نگاه به مخلوقات سخن به میان رفته است همچون آیه 17 سوره مبارکه غاشیه:

افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت ... همانا نگاه و نظری، مد نظر است که همراه با به کارگیری قبای عقلانی و اندیشه و تفکر باشد.

و بدین ترتیب در می یابیم که در آیه سطرالاشاره نیز مقصود اندیشه در کیفیت زنده شدن زمین مرده است تا از این طریق به توانایی خداوند در زنده ساختن مردگان و به تبع آن وقوع معاد و رستاخیز پی ببریم، همچنان که مولوی نیز با عنایت به این آیات و اندیشه در حیات مجدد زمین به آن حقیقت غیرقابل انکار پی برده و می گوید:

این بهار نو ز بعد برگ ریز                                  هست برهان وجود رستخیز

از مجموع آنچه در این قسمت گفتیم نتیجه گرفته می شود که دومین محور اندیشه در قرآن کریم را تفکر در امر معاد و رستاخیر تشکیل می دهد و البته آیاتی که متضمن این حقیقت و موضوع می باشند بسیارند که در این راستا می توان به آیات 73 بقره، 24 رم،5 جاثیه،42 زمر و ... نیزاشاره و مراجعه کرد.

3- اندیشه در حقانیت رسالت پیامبر اکرم(ص)

انبیای الهی در طریق انجام ماموریت توحیدی خویش همواره با تکذیب و انکار مخالفان و دشمنان متعصب و لجوج روبرو بودند و این معارضان نابخرد با دست و پا کردن بهانه های واهی و بیهوده، به مخالفت با سفیران وحی الهی بر خواسته و آن حضرات را با انواع و اقسام تهمت ها و اکاذیب مورد اذیب و آزار قرار می دادند.

گاه به آنها نسبتهای ناروا نظیر کاهن و مجنون می دادند و گاه به تمسخر و استهزا بر خواسته و زبان به طعنه و کنایه و ملامت می گشودند و زمانی نیز معجزات باهره آن حضرات علیهم السلام را سحر و جادوگری می خواندند، حال آنکه به قول حافظ:

سحر با معجزه پهلو نزند دل خودش دار              سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد

و در این راستا پیامبر نیز از ااین قاعده مستثنی نبوده و از آغاز رسالت خویش با مخالفت جاهلان و دشمنان مواجه بودند و امروزه نیز با کمال تأسف تبلیغات منفی بسیاری را متوجه ایشان می بینیم که بارزترین نمونه آن را می توان در کتاب موهن آیات شیطانی مشاهده کرد و درست به سبب همین معارضات و اشکال تراشی های جاهلانه و به منظور اثبات صحت و حقانیت دعوت آن حضرت(ص) خداوند عزیز در کتاب خویش در آیات متعددی،انسانها را به اندیشه پیرامون اوضاع و احوال زندگی آن حضرت (ص) و محتوای پیام و رسالتش دعوت می نماید، تا با این اندیشه و تفکر،انصاف دهند که هرگز نمی توان چنان تهمت های سخیف و بی پایه ای را متوجه ایشان نمود. در آیه 184 از سوره مبارک اعراف آمده است: اولم یتفکروا ما بصاحبهم من جنه ان هو الا نظیر مبین

آیا نمی اندیشند که مصاحب ایشان(پیامبر اکرم(ص)) جنون ندارد و او جز بیم رسانی آشکار نیست.

در این آیه شریفه خداوند عزیز مخالفان متعصب و بی ادب پیامبر(ص) را به اندیشه وتفکر فرا می خواند که بیندیشند براستی چگونه می توان به کسی که سالیان متمادی قبل از امر رسالت در میان آنان به خوشنامی وصداقت زندگی کرده و هیچگونه نقطه تارکی در زندگی او مشاهده نکرده اند و حتی خود ایشان او را امین می نامیدند، به یکباره نسبت جنون داد!! واو را مجنون و یا  ساحر قلمداد کرد؟! و امروزه نیز آنانکه کوچکترین تردیدی در حقانیت دعوت آن حضرت(ص) داشته باشند کافی است تا با مطالعه و اندیشه در تاریخ زندگی ایشان و محتوای دعوت و پیام ارجمندی که مأمور ابلاغ آن بودن به صدق دعوت و حقیقت حیات مبارکشان پی ببرند.

و ناگفته نماندکه نظیر این معنا را در آیات دیگر قرآن کریم و از جمله در آیه 46 ازسوره مبارکه سباء نیز می توان مشاهده کرد.

4ـ اندیشه در عظمت قرآن و حقانیت آن:

در میان تمامی معجزاتی که در طول تاریخ نبوت از جانب پیامبران خداوند ظهور و بروز یافته اند، تنها معجزه ای که باقی مانده و بنا به وعده الهی«انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون، حجر آیه 9، برای همیشه باقی خواهد ماند، قرآن کریم است.

کتابی که دربردانده تمامی حوائج و نیازمندی های مادی و معنوی، فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی بشر بوده و براستی می تواند سعادت ابناء انسان  را به اعلاء درجه تأمین نماید: ولی باید اذعان کرد که متأسفانه علی رغم گذشت بیش از پانزده قرن از نزول قرآن کریم، هنوز همانگونه که شایسته و بایسته است قدر این کتاب و عظمت مفاهیم و محتوای آن برای ما شناخته نشده و حتی در میان پیروان خود یعنی مسلمانان مهجور است! چرا که تمامی همت شان صرف قرائت و حفظ آیات آن شده و در عرصه عمل و پیاده نمودن دستورات آن در سطح جوامع اسلامی چندگامی بیش برنداشته اند! و از همین رو خداوند عزیز در آیات بسیاری از این کتاب بی بدیل برای آنکه مخاطبان آن را متوجه عظمت و حقانیت آن نماید و بدنبال آن شوق فراگیری و عمل به تعالیمش را در درون جان انسانها برانگیزد، با شیوه های متعددی درصدد اثبات و بیان این موضوع برآمده و مخاطبان قرآن را به اندیشه و عظمت آن فرا می خواند. از جمله در آیه 21 از سوره مبارکه حشر می خوانیم:

«لو انزلنا هذا القران علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله وتلک الامثال نضربها لناس لعلهم یتفکرون: اگر این قرآن را بر کوهی نازل می کردیم می دیدی که در برابر آن خشوع می کند و از خوف خدا می شکافد ! و اینها مثالهائی است که برای مردم می زنیم تا در آن بیندیشند.»

همانگونه که از مفاد این آیه برمی آید خداوند عزیز با ذکر مثالی گویا و زیبا مردمان را به اندیشه درباره عظمت قرآن کریم دعوت فرموده و در حقیقت بیان می فرماید که: ای انسانها! این قرآن کتابی است که اگر بر کوه نازل می شد آن را با تمامی عظمت و صلابتی که دارد از هم فرو می پاشید.

پس شما را چه شده است که بر دلهایتان تأثیر نمی گذارد! کمی بیاندیشید و سر به جیب تفکر فرو نبرید که همین تفکر و اندیشه شما را به سوی عظمت و حقانیت آن رهنمون خواهد شد.

همچنین در آیات بسیاری دیگر از قرآن کریم سخن از نزول قرآن به زبان عربی و ذکر بودن قرآن به میان آمده است و سبب این امور را نیز همان اندیشه و تفکر در ایات آن ذکر فرموده که از آن جمله می توان به ایه 3 زخرف، آیه 44 نحل، آیه 2 یوسف اشاره نمود.

5 ـ اندیشه در حقانیت و صحت احکام دین مبین اسلام

آئین آسمانی اسلام، به عنوان آخرین مکتب آسمانی که باید در برگیرنده تمامی حوائج دنیوی واخروی انسانها باشد، در زمینه های گوناگون فردی و اجتماعی دارای قوانین واحکام بوده و کوچکترین حالات بشری را از نظر دور نداشته است و تمامی این احکام و قوانین نیز در نهایت درجه از صحت و استحکام برخودار بوده و کوچکترین خللی در آنها مشاهده نمی شود، ولی با این همه خداوند عزیز آنان را که از ذهنی دیرباور برخوردارند و هر پدیده و حکمی را بادیده شک و ترددی می نگرند، در قرآن کریم به اندیشه درباره برخی از این احکام و قوانین دعوت نموده تا با تفکر پیرامون علل و اسباب حرمت و حلیت آن احکام، به درستی و قوام آنها  پی ببرند. مثلا در آیه 219 از سوره مبارکه بقره که متضمن پاسخگوئی به سوال اعراب از حکم شراب و قمار می باشد، چنین آمده است:

«یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما... کذالک یبین الله لکم الایات لعلکم تتفکرون:

از تو درباره شراب و قمار سوال می کنند بگو در آن دو گناهی بزرگ و منافعی برای مردم وجود دارد، و گناهشان بزرگتر از نفعشان است... این چنین خداوند آیاتش را برای شما روشن می سازد شاید که بیندیشند:» و نیز در آیه 242 از همین سوره و در پایان بحث از برخی قوانین مربوط به طلاق، خداوند عزیز با ذکر عبارت کذلک یبین الله لکم ایاته لعلکم تعقلون مردمان را به اندیشه درباره این قواننی و مقررات توصیه می فرماید. و همچنین است در آیه 61 از سوره مبارکه نور، آنجا که پس از ذکر برخی از احکام مربوط به آمد و شد در خانه ها و تصرف در اموال نزدیکان، خداوند متعال مجددا با تکرار عبارت فوق، ما را به اندیشه و تعقل پیرامون این احکام فرا می خواند. و همه اینها نشانگر آن است که از منظر دین مبین اسلام، پذیرش هر حکم و گردن نهادن به آن باید همراه با اندیشه و تفکر باشد.

6 ـ اندیشه دربی ثباتی دنیا و زینت‌های آن و برتری زندگی اخروی بر حیات دنیوی

درسوره مبارکه یونس آیه 24 آمده است:

«انما مثل الحیوه الدنیا کماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض مما یأکل الناس والانعام حتی اذا اخذت الارض زخرفها و ازینت و ظن اهلها انهم قادرون علیها  ایتها امرنا لیلا او نهارا فجعلنها حصیدا کان لم تغن بالامس کذلک نفصل الایات لقوم یتفکرون: زندگی دنیا همانند آبی است که از آسمان نازل کرده ایم که بر اثرآن گیاهان گوناگون که مردم و چهارپایان از آن می خورند، می روید، تا زمانی که روی زمین زیبایی خود را از آن گرفته و تزیین می گردد و اهل آن مطمئن می شوند که می توانند ازآن بهره مند گردند ناگهان فرمان ما شب هنگام یا در روز فرا می رسد و آنچنان آنرا درو می کنیم که گوئی هرگز نبوده است انیچنین آیات خود را برای گروهی که تفکر می کنند شرح می دهیم. با نگاهی از روی تعمق و اندیشه درمضمون این آیه شریفه، درمی یابیم که در آن خداوند متعال با ذکر مثالی زیبا، بی ثباتی دنیا و زینت های آن را به انسانها یادآور شده و در پایان آن تأکید می فرماید که این مثالها و توضیح و تشریحات تنها برای کسانی سودمند خواهد بود که اهل اندیشه و تفکر باشند چرا که اینان هستند که با بهره گیری از  نیروی خرد وعقل در این تمثیلات اندیشه نموده و در نتیجه راه را از چاه و آب را از سراب تشخیص می دهند:

سبز است در و  دشت بیا تا نگذاریم             دست از سرآبی که جهان جمله سراب است

                                                                                                        حافظ

و اما نظیر آنچه در آیه فوق آمده است را می توان در سوره مبارکه انعام وآیه 32 این سوره نیز پیدا نمود:

«و ما الحیوه الدنیا الا لعب و لهو و للدار الاخره خیر للذین یتقون افلا تعقلون:

ونیست زندگی دنیا مگر بازیچه و بیهوده و سرای آخرت برای کسانی که پرهیزکارند بهتر است آیا نمی اندیشند؟»

در این آیه شریفه بی ثباتی دنیا و بیهوده بودن زندگی دنیوی و دلمشغولی به ذخایر و زخارف آن، در مقایسه با جهان پس از مرگ و زندگی اخروی مورد اشاره قرار گرفته و باز در پایان آیه دعوتی از جانب خداوند به سوی اندیشه و تعقل صورت گرفته است. اصولا یکی از مهمترین تعالیم عالیه دین  مبین اسلام، یادآوری این نکته است به آدمی که هدف از خلقت او تنها بهره گیری از تمتعات دنیوی و سرگرم شدن به لذایذ این جهانی نمی باشد بلکه این دنیا و آنچه در آن است مقدمه ای است برای حیاتی جاویدان و برتر که با مرگ آدمی آغاز خواهد شد.

ولی از آنجا که انسان، موجودی است فراموشکار، خداوند عزیز در قرآن کریم ضمن بیان تمثیلات و توضیحات فراوان او را به این امر یادآوری فرموده و به اندیشه درباره این حقیقت غیر قابل انکار دعوت می نماید، که دو نمونه از آیاتی را که بیانگر این موضوع هستند ذکر نمودیم.

7ـ اندیشه در سرگذشت پیشینیان و عبرت آموزی از احوال آنان

خداوند متعال در کتاب گرانسنگ خویش، در کنار توضیح و تبیین و تشریح احکام و قواعد و قوانین شرع مقدس اسلام، به منظور سازندگی روحی و اخلاقی انسانها و آگاه ساختن ایشان از علل و عوامل ابتلاء به شقاوت و عذاب الهی، داستانهای بسیاری را از اقوام و ملل گذشته نقل فرموده است تا مخاطبان قرآن کریم با اندیشه در اوضاع و احوال زندگی آنان، راه سعادت را از شقاوت بهتر باز شناخته و به طاعت پروردگار گردن نهند. به عنوان نمونه در سوره مبارکه عنکبوت آیات 26 تا 34، سرگذشت قوم فاسد و فاسق لوط پیامبر علیه السلام و گرفتار آمدن آنان به مجازات و کیفر الهی به علت کج رفتاری و مخالفت با قوانین فطری  و تشریعی خداوند ذکر گردیده و درضمن بیان سرنوشت شوم آنان، چنین می خوانیم:

«و لقد ترکنا منها ایه بینه لقوم یعقلون: ما از آن آبادی (شهر قوم لوط) نشانه روشنی و درس عبرتی برای کسانی که تعقل می کنند باقی گذاردیم.

همچنین در سوره مبارکه اعراف آیات 175 و 176 ، پس از ذکر سرگذشت یکی از کسانی که پا را از حدود الهی فراتر نهاد و به دشمنی با خدا و رسول او یعنی حضرت موسی(ع) و همراهی با دشمنان پروردگار یعنی فراعنه پرداخت و در نیتجه به عذاب الهی گرفتار آمد (ماجرای بلعم باعورا)، به پیامبر اکرم صلی الله  علیه و آله و سلم فرمان داده می شود که:

فاقصص القصص لعلهم یتفکرون: این داستان ها را برای آنها بازگو کن شاید درباره آن بیندیشند.»

نیز در آیه 111 سوره مبارکه یوسف و پس از اتمام سرگذشت عبرت آموز و جذاب این عبد صالح خداوند آمده است:

«لقد کان فی قصصهم عبره الاولی الاباب: در سرگذشت های آنان (اقوام گذشته و علی الخصوص یوسف و خاندانش) درس عبرتی برای صاحبان اندیشه است.» زیرا این داستانهای حقیقی و سرگذشت ها آئینه ای است که می توانند در آن، عوامل پیروی و شکست، کامیابی و ناکامی، خوشبختی و بدبختی، سربلندی و ذلت و خلاصه آنچه در زندگی انسان ارزش دارد و آنچه بی ارزش است ببینند ... و تنها صاحبان مغز و اندیشه هستند که توانایی مشاهده این نقوش عبرت را بر صفحه این آئینه عجیب دارند.(ص 100، تفسیر نمونه، ج 10».

قرآن کریم علاوه بر آنچه گفتیم در آیات متعددی ما بر سیر و سفر در پهنه کره زمین امر فرموده، و در این کتاب آسمانی آیاتی نظیر این آیه شریفه در سوره مبارکه انعام فراوان است:

«قل سیرو فی الارض ثم انظروا کیف کان عاقبه المکذبین: بگو ای انسانها در زمین گردش کنید سپس ببینید که چگونه بود سرانجام تکذیب کنندگان(11، انعام).

دراینگونه آیات با استفاده از افعالی نظیر «انظروا»، مخاطبان قرآن کریم به مشاهده آثار باقیمانده از گذشتگان دعوت شده اند و از آنجا که مشاهده و نگاه زمانی به عبرت آموزی می انجامد که همراه با بکارگیری نیروی تعقل و تفکر باشد و اصولا نگاهی خالی از اندیشه، نگاهی بیهوده و حیوانی می باشد. و خداوند عزیز هرگز آدمی را به سوی عمل بیهوده و بی فایده فرا نمی خواند، نتیجه می گیریم در آیات مشابه آیه ای که آوردیم هدف از نگاه و نظر، همانا اندیشه و تفکر در عاقبت امر گذشتگان است، چرا که همین نگاه و اندیشه به خوبی آدمی را به حقیقت زندگی دنیوی و ناپایداری آن واقف می سازد و همین وقوف به فنا و ناپایداری زینت های حیات مادی، سرچشمه اجتناب از معاصی کبیره و التزام به تقوی و پرهیزگاری و رعایت حدود الهی و حقوق انسانی خواهد بود که آدمیت آدمی و رمز سعادت دنیا و آخرت او در همین نکته نهفته است.

و با این اوصاف در می یابیم که یکی دیگر از مهمترین محورهای اندیشه و تعقل در قرآن کریم، همانا اندیشه و سرنوشت گذشتگان و عبرت آموزی از ماجراهایی است که بر آنان گذشته است، همانطور که در مطلع قصیده مشهور خاقانی شاعر بلند آوازه کشورمان در وصف ایوان مدائن می خوانیم:

هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان                ایوان مدائن را آئینه عبرت دان...

8 ـ اندیشه در اعمال و توشه ای که برای رستاخیر خود اندوخته ایم

در آیه 18 سوره مبارکه حشر آمده است:

یا ایها الذین امنوا اتقوالله و التنظر نفس ما قدمت لقد و اتقوالله ...

ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بترسید و هر کس باید ببیند که چه چیزی برای فردای خود فراهم آورده و از خدا بترسید ...

در این آیه شریفه به مومنان فرمان داده شده است که ضمن پرهیزگاری و اتصاف به صفت کریمه تقوا برآنچه از اعمال و رفتار که برای روز رستاخیز اندوخته است بیندیشند زیرا مطابق وعده خداوند عزیز مبنی بر حتمی بودن وقوع قیامت آدمی سفری بس پر مخاطره در پیش روی دارد که برای طی نمودن مسیر آن نیازمند توشه ای در خور و شایسته است و هر چه در فراهم آوری زاد راه خود تلاش نماید بایسته است و از هیمن رو در آیه شریفه فوق الاشاره خداوند متعال ما را به اندیشه و تعقل پیرامون آنچه گرد آورده ایم دعوت می فرماید و نظیر این آیه شریفه در قرآن کریم بسیار است که با تعاریف و تعابیر و عبارات مشابه و متناسب، همین پیام عظیم را ابلاغ می فرمایند همچنان که قبلا نیز گفتیم اگر چه این  آیه و آیات مشابه از افعالی نظیر تعقلون و یفتکرون نشانی نمی یابیم و به جای آنها از صیغه های گوناگون فعل نظر استفاده شده است، ولی چون بر نگاه بدون تفکر، فایده ای مترتب نمی باشد، و خداوند عزیز نیز منزه است از اینکه اشرف مخلوقات خود را به امور بیهوده دعوت نماید لذا در این آیات غرض از نگاه و نظر نگاهی است از روی تفکر و همراه با اندیشه که نتیجه اش عبرت آموزی و شوق بیشتر بر عمل خواهد بود.

 از مجموع آنچه در این مقاله یادآور شدیم به این نکته مهم که در مقدمه نیز بدان اشاره نمودیم می رسیم که عمده ترین و مهم ترین محورهای اندیشه و تفکر در قرآن کریم باید در موضوعات هشتگانه فوق جستجو نمود.

به عبارت دیگر امهات اندیشه که فی الواقع زیر بنای ساختمان فکری یک انسان سعادتمند را می سازد در این هشت موضوع خلاصه می شود که با اندک تعمقی در آنها درمی یابیم که سعادت دنیوی و اخروی آدمی وابسته به آنها می باشد.

البته ناگفته نماند که در قرآن کریم علاوه بر این محورهای هشتگانه برخی دیگر از امور نیز یادآور شده اند که شایسته است آدمی و اندیشه و تعقل پیرامون آنها بپردازد اموری نظیر عدم تساوی خوبی و بدی(نابینایی و بینایی) که در آیه 50 سوره مبارکه انعام مورد اشاره قرار گرفته و یا قبیح بودن دعوت دیگران به نیکی و فراموش کردن خود که در آیه 44 از سوره مبارکه بقره مورد تذکر واقع گردیده ولی از آنجا که محورهای هشتگانه مورد توجه در این مقاله به کرات و به انحاء گوناگون مورد یادآوری واقع گردیده اند به اهیمت و ارجمندی آنها پی می بریم فلذا به توضیح و تبیین آنها پرداخته شد.

فاطمه جاویدانی

دبير دبيرستان ابتكار ـ شهرستان اسدآباد

+ چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 15:48  توسط گروه آموزشي ديني و قرآن - فلسفه و منطق  |